|
بزرگترين مسئلهای كه بشر هميشه در طول تاريخ چند هزارسالهاش با آن روبرو بوده قحطی و كمبود مواد غذايی است و به اين دليل، در زمانهای قديم، پايه و اساس اجتماعها را كشاورزی تشكيل می داده است. البته بايد در نظر داشت كه در هيچ مرحلهای از تاريخ، از جمعآوری مواد گياهی خوراكی به طور كامل صرف نظر نشده است و هنوز هم در بسياری از نقاط دنيا، گياهان خودرو، دست كم در سطح محلی، از نظر مواد غذايی دارای اهميت هستند. برای مثال میتوان از جنگلهای پسته خودرو در اطراف سرخس خراسان، بوتهزارهای تمشك وحشی در مازنداران، جنگلهای زردآلوی وحشی در تركيه و بوتهزارهای زغال اخته آبی رنگ(Blueberry) در آمريكا نام برد. مطالعه سنگنوشتهها، حجاریها و اسناد تاريخی نشان میدهد كه فن باغبانی از آغاز كشاورزی تا كنون دورانهای مشخصی را به شرح زير طی نموده است. 1- مصر و بينالنهرين قديم : اين دوران حدود 35 قرن (از حدود 3500 سال قبل از ميلاد تا حدود ميلاد مسيح) طول كشيد. از ويژگیهای اين دوره ايجاد سيستمهای آبياری پيشرفته و نيز شناسايی و استفاده از گياهان دارويی، ادويهای و عطری زيادی است. مصريان قديم، بسياری از گياهان باغبانی را شناخته و كشت میكردند. برای مثال می توان از ميوهها: خرما، انگور، زيتون، انار، موز، ليمو و انجير، و از سبزیها: خيار، عدس، سير، تره، پياز، كاهو، نعناع، تربچه، كاسنی و انواع هندوانه و خربزه را نام برد. در همين دوره، ساكنين كلده، بابل و آشور نيز با ايجاد آبراهههای بسيار دقيقی، كه كف و ديواره آنها را با آجر مفروش بود، حدود شصتو پنج هزار كيلومتر مربع زمين را در بينالنهرين به زير كشت برده بودند. مجموعه گياهی مربوط به هفتصد سال قبل از ميلاد كه آشوری ها باقی مانده حاوی بيش از نهصد گياه مختلف است كه حدود دويستو پنجاه عدد از آنها گياهان باغبانی است. اين افراد درختان نخل و انجير را با موفقيت كشت میكردند، و نيز از ديگر شواهد به دست آمده، چنين بر میآيد كه آنها در باره جنسيت در گياهان و تأثير گردهافشانی در تشكيل ميوه و همچنين از تلقيح مصنوعی خرما و بر دادن انجير آگاهی داشتهاند. 2- يونان قديم : برخلاف مصريان و اهالی كلده و آشور، يونانيان چندان علاقهای به جنبه عملی كشاورزی نداشتند، ولی در عوض به جنبههای عملی آن، يعنی گياهشناسی و به ويژه طبقهبندی گياهان و تاريخ طبيعی، میپرداختند. از تئوفراستوس، كه به نام پدر گياهشناسی نيز معروف است، نوشتههای زيادی باقی مانده كه حاوی مطالب گوناگون در مورد علوم مختلف گياهی است. 3- روم قديم : امپراطوری روم قديم حدود يك هزار سال (از حدود پانصد سال پيش از ميلاد تا حدود پانصد سال پس از ميلاد مسيح) بر بخش مهمی از دنيای آن روز حكمفرمايی داشت. روميان، بر خلاف يونانيان، توجه زيادی به كشاورزی داشتند و اين فن، سهم مهمی از اقتصاد آنان را به خود اختصاص داده بود. خدمت مهم روميان به كشاورزی و به ويژه باغبانی عبارت از دريافت دانستهها و يافتههای يونانيان و مصريان باستان، و بيشترين استفاده عملی از آنها بود. روميان از پيوند زدن، تناوب، مصرف كود دامی، بهرهبرداری از انبار سرد و نيز گلخانه اطلاع داشته، بسياری از ميوهها و سبزیها را كشت میكردند. در شهر روم كشت گياهان زينتی متداول بود، و در آن دوره اين رشته از باغبانی پيشرفت زيادی نمود. در اين زمان ثروتمندان رومی، در اطراف شهر باغهايی داشتند كه مزين به آب نماها، مجسمههای فراوان و خيابانبندیهای منظم بود، كه در آنها درختانی مانند: سيب، گلابی، انجير، زيتون و انار، و نيز گلهايی مانند زنبق، گل سرخ (از آنجا كه گلهای بسياری از گونههای Rose كه در فارسی «گلسرخ» ناميده شده، رنگهايی غير از سرخ دارند، اطلاق«گل سرخ»به اين گل با اشكال مواجه است. مثلاً برخی از گونهها يا ارقام را كه رنگ زرد دارند بايد «كل سرخ زرد» بناميم.) بنفشه، ميمون، شقايق، جعفری، سوسن و مينا كشت میشدند. در اين زمان بود كه برای اولين بار پيشه باغبانی پديد آمد، بدين معنا كه عدهای با نگهداری از باغ ديگران مزد دريافت میكردند. 4- قرون وسطی و عصر اسلام : با سقوط روم، در اواخر قرن پنجم ميلادی، دنيای غرب از نظر علوم و فنون گامی عظيم به قهقرا برداشت و ازجمله باغبانی نيز دچار افت كيفی فراوانی گرديد. گسترش قلمرو اسلامی و پيشرفت چشمگير علمی مسلمانان به تقريب همزمان با افول تمدن اروپا و قرون وسطی بود. در ميان علوم مختلف، دانش فلاحت (كشاورزی) نزد مسلمانان از اهميت والايی برخوردار بوده است. شواهد تاريخی نشان میدهند كه از يك سو دستورهای اسلامی داير بر پاداش نيك دو جهانی كشت و كار و از سوی ديگر گسترش قلمرو اسلامی كه دارای تفاوتهای اقليمی و آب و هوايی شديد بودند، همچنين نياز به غذا، ساختن دارو، مصارف صنعتی و ايجاد آبادانی و خرمی، عوامل بسيار اساسی در پيشبرد دانش كشاورزی در ميان مسلمين بوده است. از آن جمله: احداث باغ و درختكاری در ميان مسلمين تا آنجا گسترش داشت كه برخی از شهرها و نواحی آن زمان، به واسطه باغها و رياحين مشهور خود در تاريخ ثبت شدهاند برای مثال: باغات طايف، نخلستانهای مدينه، باغهای متعدد در عراق به ويژه در حومه بغداد، نخلستانهای كوفه و باغهای مثمر و غير مثمر در دمشق را میتوان نام برد. در آن زمان، سمرقند و سند را با صفاترين گردشگاههای روی زمين میدانستهاند و بخارا را به واسطه درختان و گلهای آن، دلكشترين شهر و به نام شهر باغها میشناختند. علاوه بر اين، قصرهای خليفهها و اميران آنان از اندلس گرفته تا چين دارای باغهای بسيار زيبا با طراحی ويژه خود بوده است كه با توجه به ساختار ويژه آنها، ميتوان آنها را باغهای دوره اسلام يا باغهای اسلامی ناميد. به طور كلی، در قلمرو اسلامی از اندلس، شام، عراق، ايران، هند تا ساير كشورها، مسلمانان علاوه بر توليد محصولهای باغی، درختان غير مثمر و ايجاد فضای سبز در درون قصرها به ايجاد باغهای گياهشناسی و گلكاری نيز می پرداختهاند. در اين راستا، نه تنها بذر و نهال ارقام مختلف گياهان را در باغهای گياه شناسی جمع میكردند، بلكه دانشمندان اين رشته مطالعهها و توصيههايی پيرامون افزايش، شناخت درختان، قلمهزدن، پيوند زدن، حركت شيره نباتی و حتی كنسرو كردن ميوهها داشتهاند كه ازميان آنها ابن عوام را میتوان نام برد. در اين دوره گلهايی مانند: ياسمن و لاله (كه توسط مسلمين به اروپا راه يافت) و همچنين درختانی مانند: انار، انبه، انجير، انگور، پرتقال، خرما، زيتون، زردآلو، ليمو، ليموشيرين، هلو و نارنج را میشناختند و كشت میكردند. در زمان جنگهای صليبی و رويارويی نيروهای غرب و اسلام، صليبيون علوم مختلفی را از مسلمانان كسب كردند و در واقع اولين سنگهای بنای رنسانس اروپا گذاشته شد. در دانش كشاورزی نيز اروپايیها با بردن ارقام درختان و گلها و گياهان زراعی و تعميم آن در كشورهای خود و همچنين بهرهگيری از كتابهايی كه توسط مسلمين نوشته شده بود بهره وافری بردند. هرچند كه بيش از جنگهای صليبی نيز به سبب تجارت و داد و ستد مسلمين با غرب شناخت و كاشت برخی از درختان ميوه به ديگر نقاط جهان، از جمله اروپا رسيده بود. بهرحال بسياری از پيشرفتهای شگرف در اين رشته هم مديون آن دسته از دانشمندان اسلامی است كه با گردآوریهای خود در راه پيشبرد كشاورزی نقش داشتهاند. برخی از اين كتابها عبارتند از: الفلاحه النبطيه تأليف ابن وحشيه،الفلاحه تإليف ابن عوام،النبات تإليف ابوحنيفهدنيوری،الجامع فی الادويه المفرده تإليف ابن بيطار، كتاب النبات و الشجر، تأليف ابی زيبد سعد بن اولی الانصاری، كتاب صفهالنخل، كتاب صفه الزرع، كتاب النبات تأليف القاسمبن معين، كتاب الفلاحه و العماره تأليف محمدبن اسحق الاهواری، كتاب النبات، كتاب الزرع، كتاب النخله تأليف ابی حاتم السيد حستانی، كتاب الروضهالزهر تأليف الفتح بن خاقان بن احمد، كتاب النبات، كتاب البستان، كتاب الروضه، كتاب الزهر، كتاب الاشجار، تأليف جابربن حيان و كتاب النبات و الشجر، تأليف عبدالملك بن قريب الاصمعی. 5- دوره رنسانس اروپا و آغاز عصر جديد تا اواخر قرن نوزدهم ميلادی : در اوايل قرن چهاردهم ميلادی با آغاز رنسانس دراروپا، اروپايیها با استفاده از يافتهها و اختراعهای دانشمندان اسلامی، به تجديد حيات وترقی و تعميم دادن علوم و فنون مختلف پرداختند. كشاورزی و باغبانی نيز از اين جريان بر كنار نماند. و به ويژه درايتاليا و فرانسه، باغبانی پيشرفت فراوانی نمود. كشف دنيای جديد درسال 1492 ميلادی باعث شد كه گياهان باغبانی جديدی به گنجينه موجود در دنيای قديم اضافه گردد و فن باغبانی به ويژه در بخش سبزيكاری با دريافت گياهانی مانند: گوجهفرنگی، سيبزمينی ، لوبيا و كدو رونق بسيار بگيرد. از مهمترين نوآوریها و يافتههای اين دوره میتوان: 1- كشف ياخته (سلول) توسط رابرت هوك (1703-1665) (Robert Hook) 2-كشف دوباره جنسيت درگياهان توسط رودلف كامراريوس (Rudolph Camerarius) (1665-1721) 3-طبقهبندی علمی گياهان توسط كارل لينه (1778-1707) (Carl von Linne) 4-ابداع روش كشت خطی محصولهای يك ساله توسط جتروتال (Jethro Tull) (1731) 5-مطالعههای توراثی گرگورمندل (Gregor Mendel) (1884-1882) را نام برد. 6- يكصد سال بعد : گفته شده كه پيشرفت كشاورزی در يكصد سال گذشته، بيش از پيشرفت آن در يك صد قرن قبل از آن بوده است. دليل عمده اين پيشرفت و ترقی سريع، از يك سو، جايگزينی ماشينهای كارآمدتر و به ويژه تراكتورهای ديزلی، به جای افزارها و وسايل شخمزنی اوليه و از سوی ديگر، پيشرفتهای عظيم علمی و فنی دراروپا وآمريكاست. سهم مهمی از اين پيشرفت مربوط به متخصصين بهنژادی گياهان (اصلاح نباتات) است كه با ايجاد ارقام جديد، زارعين را قادر ساختند كه تراكم بوته را درواحد سطح بالا برده،در ضمن از كودهای شيميايی به مقدار بيشتری استفاده كنند، و در نتيجه محصول بيشتری به دست آورند. به عنوان نمونه میتوان از گوجه فرنگی نام برد كه ميزان متوسط محصول آن در آمريكا كه تا سال 1940 حدود 12 تن در هكتار بود به دليل معرفی ارقام جديد و نيز به كار بردن فناوری (تكنولوژی) پيشرفته، در حال حاضر به طور متوسط به بيش از 45 تن درهكتار رسيده است. اوايل قرن نوزدهم، در آمريكا هر زراع فقط برای چهار نفر، قدرت توليد غذا داشت. اين رقم در ريال 1940 تنها بالغ به 11 نفر شده بود، ولی در اثر پيشرفت سريع علوم در سالهای پس از جنگ دوم جهانی، به ويژه كشف انواع سمهای آلی كشاورزی مانند علفكشها و نيز ساخته شدن ماشينهای پيشرفتهتر و كاراتر، در سال 1967 به 37 نفر رسيد و در حال حاضر به 57 نفر رسيده است. در كشورهای پيشرفته يكی از علوم كه مهمترين اثر را در پيشرفت كشاورزی، و به ويژه باغبانی داشته، علم شيمی است. امروزه، با ساخته شدن انواع كودهای شيميايی، آفتكشهای آلی و به ويژه تنظيمكنندههای رشد گياهی، نه تنها ميزان توليد محصول در واحد سطح بالا رفته بلكه بسياری از كارها، مانند كنترل علفهای هرز، تنك كردن گل و ميوه، برداشت محصول و حتی هرس كردن، با مواد شيميايی مختلف انجام میشود و به اين ترتيب يك باغدار با كاركمتر غذای بيشتری فراهم میآورد |
