تبليغاتX
گروه علوم باغبانی دانشگاه رامــيــن
    انسان اوليه غذای خود را با ماهی‌گيری، شكار و استفاده از گياهان وحشی تأمين می‌كرد. در آن دوران، انسان به صورت گروه‌های كوچك يك يا چند خانواری در غارها، و به طور معمول در نزديكی منابع مواد خوراكی، می‌زيست و هر خانواده مسئول تهيه غذای خود بود. با تشكيل اجتماع‌های به نسبت بزرگ‌تر، نيازها و در نتيجه وظيفه و پيشه‌های ويژه و جديدی به وجود آمد كه ايجاب می‌كرد گروهی از افراد به كارهايی مانند آموزش و غيره پرداخته، برای غذای خود وابسته به افراد ديگر اجتماع شوند. از سوی ديگر، در مناطقی كه برای تهيه غذا مناسب بود، هميشه تشكيل اجتماع‌های بشری ميسر نمیشد.از اين زمان،انسان به فكر افتاد كه ضمن تشكيل اجتماع های خود در نقاط مناسب، غذای خود را نيز به جای جمع‌آوری، توليد كند. بنابراين كشاورزی در تمدن‌های اوليه به صورت فنی بسيار ابتدايی شروع گشت.

بر حسب شواهد تاريخي، انسان از حدود نه هزار سال قبل، در جلگه‌های دجله، فرات و نيل به كشت برخی از محصول‌ها مشغول بوده است. با پيشرفت تمدن و به وجود آمدن اجتماع‌هايی بزرگتر، اختلاف‌های گروهی پديدار گشت كه موجب بروز جنگ‌های بی‌شمار شد، در نتيجه بشر، به خاطر ايمنی، ديوارهايی به دور محيط زيست خود ايجاد كرد. به دليل محدوديت فضای بين اين ديوارها، كشاورزان اوليه مجبور شدند تعدادی از محصول‌های خود مانند غلات را كه به صورت كشت گسترده (Extensive culture) يعنی در سطح وسيع و با كار و بازده به نسبت كم در واحد سطح، كاشته می‌شد، به زمين‌های بيرون شهر منتقل كنند، و به آن دسته از محصول‌هايی كه مانند سبزی و ميوه به شكل كشت متراكم(Intensive culture)، يعنی با مراقبت زياد و محصول بيشتر در واحد سطح، توليد می‌گشت را داخل شهرها بكارند. بدين سان، در كشاورزی دو شعبه زراعت (يعنی كشت در مزرعه) و باغبانی (يعنی كشت در باغ) به وجود آمد. در حال حاضر، در بسياری از نقاط، ديگر كشت گياهان در داخل محيطی محصور متداول نيست و تمايز گياهان دو شعبه ذكر شده بر اساس عوامل زير انجام می‌پذيرد:

الف: ميزان كار مورد نياز و بازده محصول در واحد سطح:

در اين مورد همان گونه كه ذكر شد، پرورش گياهان باغبانی به طور معمول به كار بيشتری نياز داشته، در عوض، محصول بيشتری توليد می‌كنند، بنابراين كشت آنها به صورت متراكم است، در حالی كه محصول‌های زراعی به طور معمول به طور گسترده كاشته می‌شوند و بازده آنها در واحد سطح كمتر است.

ب: نحوه مصرف محصول‌های توليد شده:

به طور معمول گياهان باغبانی به صورت تازه مصرف می‌شوند (مثل ميوه، سبزی و گل) در حاليكه گياهان زراعی بيشتر به صورت خشك و يا تغيير شكل يافته به مصرف می‌رسند (مثل غلات، توتون و دانه‌های روغنی)

پ: عرف و عادت محلی:

برخی از محصول‌ها مانند سيب‌زمينی و بقولات، در بعضی از نقاط، جزو گياهان زراعی و در بعضی نقاط ديگرجزو گياهان باغبانی به شمار می آيند.با توجه به سه عامل ياد شده،مشاهده میشود كه در بسياری از موارد تفاوت مشخصی بين گياهان زراعی و باغبانی موجود نيست و هيچ يك از عوامل ذكر شده، به تنهايی، برای تعيين اينكه كدام گياه بخصوص متعلق به گروه باغبانی و يا زراعی است كافی نمی‌نمايد زيرا در حال حاضر، در بسياری از نقاط دنيا، درختان ميوه و سبزی‌ها به صورت ديم در سطوح گسترده كشت می گردند (كشت گسترده) در حالی كه هنوز به عنوان گياهان باغبانی شناخته می‌شوند. در مقابل برنج، توتون و ذرت علوفه‌ای حتی در سطح كوچك و با وجود كار بسيار زيادی كه می‌برند (كشت متراكم) گياهان زراعی محسوب می‌شوند. به اين دليل، امروزه به جای اينكه باغبانی را بر اساس ويژگی‌ها و نحوه كشت گسترده يا متراكم تعريف كنند، آن را بر اساس گياهانش،‌ بدين صورت تعريف می‌نمايند كه:

      باغبانی عبارت است از هنر ، دانش و پيشه كشت ، داشت ، برداشت و بازاررسانی انواع سبزی ، گل و ميوه.

در اين تعريف از هنر، دانش و پيشه باغبانی سخن رفته است. دليل اين امر اين است كه كارهايی مانند پيوند زدن، هرس، گرده‌افشانی و مانند اين‌ها، برای اينكه بطور موفقيت‌آميز انجام شوند نياز به مهارت، ممارست و سليقه ويژه‌ای دارند كه آن‌ها را جزو هنرها قرار می‌دهد. از سوی ديگر، هر يك از اين كارها مبتنی بر اصول و دلايل ويژه‌ای می‌باشد كه شناخت آنها نوعی دانش است و سرانجام كاربرد اين دانش و هنر برای تأمين زندگی، پيشه باغبانی را تشكيل می‌دهد، پيشه‌ای كه در دنيای كنونی، به ويژه در كشورهای پيشرفته، ابعاد شگرفی يافته و سهم مهمی از درآمد ملی اين كشورها را به خود تخصيص داده است. لازم به ذكر است كه گياهان دارويی، ادويه‌ای و نوشابه‌ای نيز جزء گياهان باغبانی هستند كه اندكی درباره آن‌ها در شاخه طبقه بندی گياهان، زير شاخه "طبقه بندی باغبانی" صحبت خواهد شد.

نوشته شده توسط انجمن علمي گروه علوم باغباني